MaRy ...


تعداد بحث های ایجاد شده: 52
امتیاز بحث های ایجاد شده: 154

تعداد بازدید: 198
امتیاز بحث: 18

:.: وقتي بچه بوديد خدا رو چه شکلي تصور ميکرديد؟! :.:
1389/01/17

فکر ميکنم هر کدوم از ما تو عالم  بچگي توي ذهنمون خدا رو به يه شکلي تصور ميکرديم.

نظرتون چيه؟!


نظرات کاربران
ترتیب نظرات: جدیدترین به قدیمی ترین
آمنه .... (1390/06/23 20:5:0)

منكه اونموقع ها اصلا خدا رو درك نميكردم فقط هر كاري ميكردم به خاطر ترس از جهنم بود

اما الان خيلي دوسش دارم وهر وقت دلم ميگيره باهاش حرف ميزنمو اروم ميشم



رويا ... (1390/06/21 19:37:56)

???? ?? ??? ???? ?????!????? ?? ???????? ????? ??? ???? ?? ????? ???? ??????!

crack


lllllllllllllllllll llllllllllllllllllllll (1390/05/11 9:13:2)

تو بچگیا فقط اسم خدا رو یادمون دادن.فقط گفتن و ما باور کردیم اما حالا که بزرگ شدم خدارو دیدم.اونو فهمیدم.وای که من فقط خدارو دارم



معصومه اسکندری نیا (1389/11/01 2:15:34)
تو بچگي خدا کسي بود که دروغگوها رو کور ميکرد!!!"مامانم هميشه اينو بهم ميگفت" بابابزرگم هيچ وقت دروغ نگفت اما خدا کورش کرد.برعکس،خيلي از آدمايي که ميديدم هر روز دارن دروغ ميگن کور نشدن! تو بچگي نفهميدم چرا خدا به حرفش عمل نميکرد اما وقتي بزرگ شدم فهميدم خدا خيلي مهربونه اون کسي رو کور نميکنه بلکه اين ماييم که با دروغ هامون دلمون رو به روي خدا کور ميکنيم!


احمدرضا هجده (1389/10/06 2:29:17)

...احتمالا الان فکر ميکني خدا با تو قهره و جواب سلامتو هم نميده چه برسه که بخواد ...



Sahar Ariaee ariaee (1389/09/19 17:53:4)
من وقتي کوچولو بودم خدا رو نميديدم ولي فکر ميکردم اون صداي درونم که بهم ميگه اين کار خوبه و اين کار بد،صداي خداست واسه همين هميشه با خودم حرف ميزدم تا خدا بهم بگه چکار کنم ولي الان ..........


رويا بهاری (1389/09/19 17:19:23)

تصوري که د بچگي از خدا داشتم درست بود ، و در تمام مدت بزرگي هر چي گشتم غير از اون تصور درست ترنديدم ...

خدا رو مثل يه نور بزرگ تصور ميکردم ، و حالا که کلي دنبالش بودم باز به همين رسيدم که خدا نوريست ، که مثل خورشيد پرتو شعاعش به همه ميرسه ، چه کسي بخواد چه نخواد ...

الله نور السموات والارض مثل نوره کمشکوة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزّجاجة کانها کوکب دريّ يوقد من شجرة مبارکة زيتونة لا شرقيّة و لا غربيّة يکاد زيتها يضيء و لو لم تمسسه نار نور علي نور يهدي الله لنوره من يشاء و يضرب الله الامثال للناس والله بکلّ شيء عليم.آيه 35 سوره نور

 


خدا نور آسمان ها و زمين است. مثل نور او (خصلت ايمان و هدايت) چون چراغداني است که در آن چراغي و آن چراغ در شيشه اي است. آن شيشه گويي اختري درخشان است که از درخت بابرکت زيتوني که نه شرقي است و نه غربي (بلکه در وسط باغ آفتاب مي خورد) افروخته مي شود. روغنش (از شفافيت) گرچه آتشي به آن نرسد، نزديک است روشني دهد، روشني بر روي روشني است. خدا هر که را بخواهد به نور خويش هدايت مي کند، و اين مثل ها را خدا براي مردم مي زند و خدا به هر چيزي داناست».

در روايات ما اين آيه دو جور تفسير شده است و اين خود نشان مي دهد که اين آيه قابل تطبيق بر انحائي از تفسيرهاست. در بعضي از روايات اين مثل را مثل انسان دانسته اند ولي در روايات اين را در عقل انسان پياده نمي کنند، در ايمان انسان پياده مي کنند. اين مشکات و زجاجه و مصباح را در روايات تشبيه کرده اند به تن انسان، سينه انسان، قلب انسان و نور ايمان انسان، که نور ايمان در قلب انسان چگونه قرار مي گيرد و روح انسان در کالبد او چگونه قرار مي گيرد. اين مثل را براي انسان ذکر کرده اند ولي از نظر ايمان. در بعضي روايات ديگر، اين مثل براي انسان است ولي نه براي هر فرد انسان مؤمن، بلکه براي کانون هدايت انسانها، يعني دستگاه نبوت، آن هم نبوت ختميه، به دليل اينکه در آخر آيه مي فرمايد: «يهدي الله لنوره من يشاء» معلوم است که سخن از نوري است که خدا به وسيله آن مردم را هدايت مي کند. در روايت اينطور تطبيق شده است که آن چراغدان، سينه و کالبد وجود مقدس خاتم الانبياء ص است و آن چراغ ( مصباح ) نور ايمان و نور وحيي است که در قلب مقدس اوست، و بعد اين که دارد «المصباح في زجاجه» چون چراغ را به يک قنديل منتقل مي کنند، نظر به جنبه انتقالش دارد و مقصود انتقال نور ايمان و ولايت و اقتباس اين نور از پيغمبر ص نسبت به علي ع است. مقصود از " زجاجه " علي ع است و آن درخت پر برکت که از روغن او اينهمه نورانيتها پيدا شده است ابراهيم ع است، و چون در اينجا دارد آن درخت نه شرقي است و نه غربي روايت مي گويد مقصود اين است: «ما کان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا» ابراهيم نه به راست متمايل بود نه به چپ، نه طريقه انحرافي يهود را داشت و نه طريقه انحرافي مسيحيت را، بلکه بر حق و در جاده حق بود: «و لکن کان حنيفا مسلما» (آل عمران/67)، پس اين هم به اصطلاح نوع ديگري تفسير براي اين آيه کريمه و براي اين مثل است و همان طور که عرض کردم اين آيه، آيه اي نيست که من بتوانم ادعا کنم که صد در صد مقصود از مثل اين است که من مي گويم. خدا مثلي ذکر کرده براي اينکه تأمل و تدبر کنيم و اين مثل هم آنچنان مثل جامعي است که هم مي تواند مثلي باشد براي هدايت خدا تمام جهان را، يعني تمام جهان تشبيه شده است به يک خانه اي که آن خانه، تاريک مطلق نيست بلکه در آن خانه يک چراغ نوراني نوراني وجود دارد و آن نور خداست، و اين همان مطلبي است که قرآن کريم در آيات ديگر ذکر کرده و نکته بسيار حساسي هم هست و آن اين است که تمام ذرات عالم تسبيح گوي خدا هستند يعني تمام ذرات عالم، آگاه از وجود خالقشان هستند.


وقتي شخصي ايه 35 سوره نور را در مسجد كوفه ميخواند (خدا نور وجود بخش اسمانها و زمين است داستان نورش بمشكوتي ماند كه در ان چراغي روشن باشد و ان چراغ در ميان شيشهاي كه تلا لو ان گويي ستاره درخشان و روشن از درخت مبارك زيتون كه شرق و غرب جهان بدان فروزان است و بي انكه اتشي زينت انرا برافروزد خود به خود جهاني را روشني بخشد كه پرتو نور نور بر روي نور قرار گرفته و خدا هر كه را بخواهد بنور خود هدايت ميكند و اين مثالها را خدا براي مردم هوشمند ميز



ساناز statistics (1389/09/12 11:10:49)

يه پيرمرد با موهاي سفيد و لباساي بلند سفيد که البته خيلي هم مهربونه



ش _ (1389/07/27 1:47:57)
man khodaro hes mikardam hata az hamun bachegi mesle 1 duste khub mididamesh dusti ke hamishe ba mane


Blue1 . (1389/07/26 21:43:23)
من هميشه وقتي به خدا فکر مي کنم، تا نزديکش پيش ميرم، جوري که انگار فقط سايش از پشت يه پرده پيداست. هيچ وقت نتونستم اين ابهامو درستش کنم، در واقع نتونستم به يه شکل ثابت تصورش کنم.
هر چي که فکرشو کني به ذهنم اومده.

ولي به قول دوستمون، وقتي مي خوام با خدا حرف بزنم، ماه و پر نورترين ستاره رو نگاه مي کنم.


 1 2 3 4 5  
تمام حقوق برای سایت Tamoochin.com محفوظ است
©2026 Tamoochin.com | TCOM