خوش آمدید ورود ثبت نام
يکشنبه 14 شهريور 1389
   


امتیاز بحث: 3
   

علــــــــي شيرازي

علــــــــي

کاربر حرفه ای

وضعیت: آفلاین

تعداد پست: 847

 
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

پنجشنبه 5 دی 1387

سلام به همگی



اینجا یک سؤال به همراه پاسخ آن ارایه میشود.



آنچه که تشخیص داده شده که در اینجا میتواند به خوانندگان اطلاعات مفیدی را برساند برگزیده شده است .



فقط جهت کسب اطلاع از موضوع و پاسخ آن است.



دوستان لطفا چنانچه در مورد پاسخ ها ابهاماتی دارند میتوانند  پاسخ بهتر و گویا تررا اعلام کنند.



ضمنا اعلام امتیاز فراموش نشود.

شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.


ترتیب پاسخ ها: از جدید ترین به قدیمی ترین

161371  
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

15:37:23 جمعه 10 ارديبهشت 1389

جـــــولــ...

کاربر مسدود شده

وضعیت: آنلاین

تعداد پست: 1251

 

واهسه همینه 30 - 40 تا ساندویچ یهو میخورند


شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.

161370  
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

15:21:38 جمعه 10 ارديبهشت 1389

Remtal

کاربر افتخاری

وضعیت: آنلاین

تعداد پست: 2165

 

مشکل : علاقه ای به غذا ندارم ، چون تکراری شده واسم


 


جواب : شما یه نخ سیگار بعد از غذا بکشین ، مزه  واقعی غذا رو تجربه کنین

شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.

130495  
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

17:54:37 چهارشنبه 22 مهر 1388

صادق

کاربر مسدود شده

وضعیت: آفلاین

تعداد پست: 1957

 
شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.

129812  
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

10:1:52 يکشنبه 19 مهر 1388

علــــــــ

کاربر حرفه ای

وضعیت: آفلاین

تعداد پست: 847

 
متن سوال: مشكل من اين است كه بسيار دروغگو هستم * يعني ,براي تعريف كردن يك مطلب بسيار به آن شاخ و برگ مي دهم , لطفا چند كتاب اخلاقي را معرفي كنيد؟


متن پاسخ:  به سه مشكل اشاره كرده‏ايد كه راه حل آنها به طور اجمال بدين قرار است: 1- مسأله دروغ‏گويي كه از آن اظهار شكايت نموديد. در اين مورد دو نكته موجب اميدواري است: اول اينكه به اشكال خود به خوبي پي برده‏ايد ودريافته‏ايد كه لازم است خود را از چنين عملي پيراسته سازيد. دروغ‏گويي نه تنها گناهي است كه هر انساني به فطرتخود آن را زشت مي‏شمارد و در نهايت موجب رسوايي انسان مي‏شود. بلكه توفيق كسب ايمان را از انسان مي‏گيرد.حضرت علي(ع) در اين مورد مي‏فرمايند: «بنده مزه ايمان را نمي‏چشد مگر اينكه دروغ‏گويي را رها كند؛ چه دروغ جدي و چه شوخي» (اصول كافي ج 2 ص 340) مي‏توان گفت كه انسان با شناخت عيب خود به نيمه راه درمان آنرسيده است. دوم اينكه فرموده‏ايد در ترك دروغ‏گويي تا حدي موفق شده‏ايد و اين امر دليل بر توانايي تو در ترك دروغ است. ولي چون مدتي است به آن عادت كرده‏ايد يكباره ترك آن مشكل مي‏نمايد لذا بايد با جديت سعي در ريشه كنكردن آن داشته باشيد بايد سعي كنيد با مراقبت و تأمل بكوشيد هنگامي كه در معرض دروغ‏گويي قرار مي‏گيريد از اينگناه اجتناب كنيد. سپس هر شب اقدام به محاسبه نفس كرده و بررسي كنيد كه آيا ميزان دروغ‏گويي شما كمتر شدهاست يا نه و نفس خود را تشويق كنيد تا دچار چنين عيبي نشود.  از طرف ديگر براي خود تنبيه‏هايي در نظر گيريد و اگر موقع محاسبه متوجه شديدكه در طول روز دروغي از شما سر زده است آن تنبيه را اعمال نماييد. تنبيه در اين زمينه به تناسب شرايط شما متفاوت مي‏باشد؛ مثلا مي‏توانيد ميزان صحبت كردن خود را كم كنيد روزه بگيريد در مكان‏هايي كه خطر مبتلا شدن به دروغ‏گويي بيشتر است نرويد يا با كساني كه بيشتر موجب دروغ گويي شما مي‏شوند تماس نگيريد. امر ديگري كه لازم است از هم اكنون در جهت آن سعي و كوشش كنيد ترك معاشرت و مصاحبت با افراد دروغ‏گوست. به تدريج مصاحبت با اين افراد را كمتر كنيد وبا افراد درستكار و راستگو بيشتر مصاحبت داشته باشيد. مسأله دوم: در باب سيره پيامبر(ص) مطالعه كتاب‏هاي زير را به شما توصيه مي‏كنيم:
سنن النبي(ص) تاليف علامه طباطبايي
وحي و نبوت استاد شهيد آيه‏الله مطهري
چهل حديث در سنت نبوي جواد محدثي انتشارات سازمان تبليغات
سيره نبوي شهيد مطهري

شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.

129795  
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

9:21:49 يکشنبه 19 مهر 1388

علــــــــ

کاربر حرفه ای

وضعیت: آفلاین

تعداد پست: 847

 
متن سوال: براي زدودن كينه كسي از دل خود، چه عملي را بايد انجام داد؟


متن پاسخ: قبل از بيان راهكارهاي عملي براي حلّ مشكل شما به ذكر چند نكته مي‏پردازيم:
نكته اول: از اين كه موفق شده‏ايد با اندكي تأمّل و دقّت، منشأ عادت بدي را كه در شما است كشف كنيد، خرسنديم زيرا شناخت موضوع و كشف سرچشمه مشكل گام نخست در حلّ آن است. بنابراين، اكنون كه شما به مشكل خود آگاهي يافته‏ايد، مي‏توان گفت نيمي از راه را پيموده‏ايد، دوّمين گام شما در همين رابطه، تصميم و اراده قاطع براي مبارزه با اين صفت منفي نهفته است.
نكته دوم: براي بيرون راندن صفات رذيله‏اي همچون كينه و نظاير آن، به خصوص وقتي در وجود فرد ريشه دوانده است، علاوه بر شناخت و اراده جدّي، صبر و مقاومت در برابر مشكلات و سختي‏هاي درمان نيز ضرورت دارد. انتظار نداشته باشيد در يك مدّت كوتاه به موفقيت نايل آييد. پيروزي نيازمند گذر زمان است و به تدريج به دست مي‏آيد. نبايد در راه مبارزه با اين صفت به سستي و خستگي و نااميدي دچار شويد.
نكته سوم: ريشه اصلي مشكلات شما ضعف فكري و عدم تجزيه و تحليل درست از مسائلي است كه در پيرامون شما مي‏گذرد كه بايد در اين زمينه به جبران ضعف شناختي خود بپردازيد.
امّا در زمينه حِقْد و كينه توزي در كلمات گهربار معصومين(ع) گفته‏هاي فراواني درباره نكوهش كينه‏توزي و آثار زيان بار آن بيان شده است مثلاً امام حسن عسكري(ع) فرموده‏اند: «رنجورترين و كم آسايش‏ترين مردمان، فرد كينه‏توز است»، (تحف العقول حرّاني، ص 263).
امّا راهكارهاي عملي مبارزه با حِقْد و كينه‏توزي عبارتند از:
1ـ تصميم قاطع بر اينكه كينه كسي را به دل نگيريد.
2ـ به ديدن كساني كه نسبت به آنها كينه دارد، برويد.
3ـ بر خلاف حقد و كينه، با همه رفاقت و محبّت كنيد.
4ـ بدي‏هاي ديگران را فراموش كند و از آنها در گذريد.
5ـ توجه داشته باشيد كه كينه داشتن نسبت به ديگران، گناه است و آثار سخت اُخروي در پي دارد، به همين دليل از كينه دست برداريد.
6ـ هديه دادن روايتي؛ از پيامبر اكرم(ص) است كه ايشان فرموده‏اند: «هديه دادن كينه‏ها و كدورت‏ها را از سينه‏ها مي‏زدايد»، (عيون اخبار الرضا(ع)، مرحوم صدوق، ج 2، ص 73، ح 343).
7ـ مهماني و ضيافت دادن نيز موجب از بين رفتن كينه مي‏شود ـ امام صادق(ع) مي‏فرمايند: «آتش كينه‏ها را با مهماني دادن خاموش كنيد»، (كافي مرحوم كليني، ج 6، ص 318، ح 10).
8ـ توجه داشته باشد كه كينه باعث مي‏شود كه فرد در جامعه تنها شود، به همين دليل از كينه دست برداريد.
9ـ به خود تلقين كنيد كه هيچگاه و در هيچ شرايطي نسبت به كسي كينه‏اي به دل نگيريد و در غير اين صورت خود را با صدقه دادن و روزه گرفتن، جريمه كنيد.
اميد است با شناخت بيشتر نسبت به حِقد و كينه توزي و آثار زيان بار آن و نيز با اجراي دقيق راهكارها، اين رذيلت زشت اخلاقي را از خود دور سازيد.
شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.

129794  
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

9:16:36 يکشنبه 19 مهر 1388

علــــــــ

کاربر حرفه ای

وضعیت: آفلاین

تعداد پست: 847

 
فاطمه السادات خانم از حسن نظر شما ممنونم. البته پاسخ به سوالات تا آنجايي كه اصل مطلب را برساند كوتاه شده ولي در مواردي به نوعي ضرورت ايجاب مي كند كه توضيحات بيشتري گذاشته شود تا بهترين پاسخ داده شده باشد. ضمنا از همين جا هم از شما دعوت به همكاري ميكنم تا چنانچه مطالب مفيد و قابل استفاده براي من و ديگران داريد ارائه فرماييد.

براي اينكه درخواست شما را هم اجابت كرده باشم نمونه زير تقديم ميشود:

 

 

متن سوال: اگر مرده اي را در خيابان ببينيم , آيا بايد پول براي آن بيندازيم ؟


متن پاسخ: خير، لازم نيست
شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.

129792  
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

9:10:11 يکشنبه 19 مهر 1388

علــــــــ

کاربر حرفه ای

وضعیت: آفلاین

تعداد پست: 847

 
متن سوال: يك زن در جامعه اسلامي هميشه بايد در حالت محبوس قرار داشته باشد؟


متن پاسخ: : جامعه اسلامي، در حال حاضر عميقاً نيازمند قاعده‎مند ساختن ميزان مشاركت زنان در عرصه‎هاي اجتماعي ـ سياسي مي‎باشد، و زنان مسلمان از يك طرف با رويكردي از جايگاه زن در غرب مواجه هستند كه بر مبناي تشابه حقوق زن و مرد بر حضور بي‎قيد و شرط زنان در تمامي عرصه تأكيد مي‎ورزد؛ و از طرف ديگر با نگرش تفريطي روبرو مي‎باشد كه با تكيه بر برخي تفاوت‎هاي بيولوژيك بين زن و مرد، تنگ نظرانه و بي‎منطق كاركردهاي متفاوتي را براي هر يك تعريف نموده و رسالت اصلي زن را خانه داري، تربيت فرزندان و خوب شوهر داري كردن مي‎داند و حضور او را در عرصه‎ اجتماعي به اصلاح نمي‎بيند. رويارويي در نگرش افراطي و تفريطي، جامعه اسلامي زنان را در معرض چالش قرار مي‎دهد، اصولاً زن مسلمان در چه عرصه‎هايي بايد فعال باشد؟ آيا زن در جامعه اسلامي همواره بايد مانند يك زنداني زندگي كند، يا او مي‎تواند در پرتو آموزه‎هاي ديني و حفظ كرامت زن هم ميدان دار علم، سياست و اقتصاد باشد و هم از حصار مستحكم فرهنگ ديني پاسداري كند؟ واقعاً يك زن چگونه مي‎تواند حضور كارآمد و متناسب با شأن وجايگاه خود در نظام ديني پيدا كند؟
در اين رابطه، امروزه سه رويكرد عمده در جهان و جامعه اسلامي وجود دارد، رويكرد راديكال، سنتي، و تكامل مدار.
1. رويكرد راديكال
اين رويكرد كه با تكيه بر عدم تفاوت بين جنسيت زن و مرد بر يكساني و تشابه حقوق زنان و مردان پاي مي‎فشارد، خاستگاه غربي دارد، و بازتاب افراطي نگرش سنتي نسبت به زن در جهان غرب مي‎باشد.
نگرش مزبور كه از سده هفدهم ميلادي شكل گرفت، در اكثر اسناد و مدارك بين المللي از جمله منشور سازمان ملل متحد،[1] اعلاميه جهاني حقوق بشر[2] ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي[3]، و به ويژه كنوانسيون، محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان»[4] مورد تأكيد قرار گرفته، و جنبش‎هاي طرفدار حقوق زن از آن حمايت مي‎كنند، در كشورهاي اسلامي نيز روشنفكران! و گروههاي راديكال از آن تبليغ مي‎كنند و خواهان مشاركت مطلق زنان در تمامي عرصه‎هاي اجتماعي هستند.
2. رويكرد سنّتي
رويكرد سنّتي بر مبناي تفاوت‎هاي بيولوژيك بين زن و مرد بر نوعي تقسيم كار كلاسيك بين زنان و مردان اصرار مي‎ورزند. ريشه تاريخي اين نگرش به ساختار زندگي قبيله‎اي در دوران گذشته باز مي‎گردد؛ زماني كه مرد در سطح خانواده و قبيله از اقتدار بلامنازع برخوردار بوده و زن به مثابه موجود ناتوان در استخدام مرد و حمايت او قرار دارد. براساس اين رويكرد حيطه فعاليت زن، خانه است، او حق ندارد وارد عرصه اجتماع و سياست شود. سابقه اين نگرش را در تمامي جامعه‎ها (اسلامي و غيراسلامي) مي‎توان ديد. در جهان غرب تا سده هفدهم ميلادي،‌ جريان مردسالاري حاكميت مطلق داشت از آن زمان نگرش راديكالي شكل گرفت كه مورد اشاره قرار گرفت. در جهان اسلام نيز به دليل اينكه برخي از آموزه‎هاي شريعت به ظاهر با نظريه منع حضور زن در عرصه اجتماع وافق مي‎نمود،‌ اين نگرش تا حدود زيادي رسوخ كرد، و در بستر زمان به عنوان يك تفكر اسلامي نسبت به زن مورد پذيرش قرار گرفت. و طرفداران آن دلايلي هم بر مدعاي‎شان ارايه كرده‎اند كه در جاي مناسب بايد به آن پرداخته شود.
3. رويكرد تكامل مدار
اين رويكرد بر مبناي تكامل گرائي زنان نگرشهاي پيشين را دچار افراط و تفريط دانسته و با موازين شرع و فرهنگ حاكم بر جامعه اسلامي ناسازگار مي‎بيند. و باورمند است كه سعادت جامعه انساني در پرتو توازن ميان زن و مرد و قرار گرفتن هر يك در جايگاه مناسب خود، تأمين مي‎گردد، نه در تقابل كه سنت گرايان گفته‎اند و نه در تشابهي كه جهان غرب بر آن تأكيد دارد.
براساس اين رويكرد كه بيانگر نگرش اسلام نسبت به زن مي‎باشد زنان مانند مردان در عرصه‎ اجتماعي پايگاه و موقعيت مناسب دارند، و مسؤوليت‎هاي اجتماعي متعددي به طور يكسان متوجه زن و مرد مي‎باشد.[5]
از اين منظر، زن مانند مرد رسالت الهي و انساني دارد،‌ افق انديشه و حساسيت زن نبايد در خانه محصور بماند، بلكه فراتر رود، ‌نگرش اجتماعي و جهاني پيدا كنند، نسبت به سرنوشت اسلام و مسلمانان در برابر بدخواهان از ارزشها و مقام والاي زن مسلمان پاسداري كند.
واقع اين است كه هيچ مكتبي به اندازه اسلام نسبت به هويت واقعي زن و تغيير نگرش جاهلي (قديم و جديد) درباره وي و ارائه قوانين كامل، عنايت ندارد.
از نگاه اسلام ناديده گرفتن مجموعه عظيم انساني كه در ترقي و انحطاط جامعه نقش دارد، نه با واقعيت عيني بشر سازگار است و نه توجيه عقلاني و شرعي دارد. چنان كه رويكرد راديكال غرب را نيز نمي‎پذيرد، چون اصل يكساني و برابري زن و مرد در غرب تجربه شد، و تساوي بين آن دو عملاً پاسخ مطلوب نداد، مهم‎ترين بن بست جهان سرمايه‎داري غرب بحران هويتي است كه زنان دچار آن شده‎اند. در نظام سرمايه‎داري غرب، زن ابراز توسعه اقتصادي و جذب سرمايه مي‎باشد نه انساني كه خواهان كمال و سعادت است.
به گفته ويل دورانت: «زن اروپايي در غفلت تفكر و تمدن جديد به بند كشيده شد كه نتوانست درك كند عامل پيشرفتهاي اقتصادي يا سودآوري هرچه بيشتر صاحبان ثروتهاي انبوه گرديده، بدون آنكه در آن سود سهيم باشد».[6]
و اعتراف مونا شاون نويسنده آمريكايي در مقاله‎اي تحت عنوان «اشتباه فمنيست‎ها» جالب است،‌ او مي‎نويسد: «آزادي زنان براي ما افزايش در آمد سيگار ويژه زنان، حق انتخاب براي تنها زيستن، تشكيل خانواده يك نفره، ايجاد مراكز بحران و تجاوز، اعتبار فردي، عشق آزاد، و بيماريهاي زنان را به ارمغان آورد و لكن در ازاي آن چيزي را به غارت برد كه خوشبختي بسياري از زنان درگير آن است و آن وجود همسر و خانواده است».[7]
در يك جمله، زنان در غرب به اميد آزادي، اسارت نو را تجربه مي‎كنند.
امّا از ديدگاه اسلام كه برتكامل گرائي زن تأكيد مي‎كند، حضور زن در مسايل اجتماعي و سياسي نه تنها منعي ندارد، بلكه نشانه بلوغ و ايمان به شمار مي‎آيد منتها مشاركت آنان آدابي دارد، به فرموده امام راحل (ره): «امروز خانم‎ها بايد وظايف اجتماعي خودشان را و وظايف ديني خودشان را عمل بكنند و عفت عمومي را حفظ كنند و روي آن عفت عمومي، كارهاي سياسي ـ اجتماعي را انجام دهند».[8]
در جاي ديگر خطاب به زنان مي‎گويد:
«شما بايد در همه صحنه‎ها و ميدانها آن قدري كه اسلام اجازه داده، وارد باشيد... با حفظ عفاف با حفظ شرف».[9]
قرآن كريم صحنه‎هاي با عظمت حضور زنان را در امور سياسي و اجتماعي نقل مي‎كند از جمله، بيعت زنان با پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در جايگاه رهبر جامعه اسلامي،[10] هجرت زنان با مردان در صدر اسلام.[11] و قرآن بر آن، سيره بزرگ زنان صدر اسلام همانند ام سلمه، حضرت زهراء ـ سلام الله عليها ـ ، زينب ـ سلام الله عليها ـ ، بويژه سخنراني‎هاي زينب و كلثوم و فاطمه صغرا[12] در قيام عاشورا، جلوه‎هايي از حضور زن در عرصه‎هاي اجتماعي و سياسي است همين طور زنان پيشتاز در عرصه سياست مانند سوره همداني[13] و نظاير او در تاريخ جاودان مانده‎اند».[14]
اين رويكرد كه مبتني بر آموزه‎هاي ديني است، در دوران معاصر در ايران اسلامي تجربه شد، و بانگاه مثبت به زن توانست، توانايي زن را در عرصه اجتماع اثبات كند. و مشاركت فعال و گسترده زنان در عرصه‎هاي گوناگون سياسي ـ اجتماعي، اين واقعيت را مبرهن ساخت كه مشاركت زنان از طريق الگوسازي مي‎تواند سرنوشت جامعه را تغيير دهد حضور زنان فهيم، دين مدار و مسئوليت پذير در بدنه نظام اسلامي نمونه‎اي از توانايي‎هاي زن مسلمان است.
نتيجه آن كه از ديدگاه اسلام زن همانند مرد يك انسان است، مي‎تواند در تمامي عرصه‎هاي اجتماعي با رعايت آداب ديني كه آن هم در راستاي مصونيت اوست نه محدوديت، حضور فعال داشته باشد. در پرتو اين نگرش، با شناخت منزلت تكويني زن و تعريف صحيح از آن بايستگي مشاركت كارآمد زن در توسعه نظام ديني و شكوفايي ارزشهاي اسلامي كاملاً محسوس است، و بايد توسعه و تكامل اجتماعي را براساس توازن بين زن و مرد در نظر گرفت، افراط و تشابه گرائي به همان اندازه زيانبار است كه تفريط و تقابل گرائي. به اميد روزي كه زن مسلمان بتواند، هم ميدان دار علم، فرهنگ، اقتصاد و سياست باشد و هم از حصار مستحكم فرهنگ و آداب ديني پاسداري نمايد.
________________________________________
[1] . منشور سازمان ملل متحد، ماده يك بند 3.
[2] . اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 2، 21.
[3] . ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، مصوب (16 دسامبر 1966).
[4] . كنوانسيون «محو طليه اشكال تبعيض عليه زنان»، ماده 7.
[5] . توبه (9)/ 67، 68 و 71؛ ممتحنه (60)/ 10؛ احزاب (33)/ 35؛ نساء (4)/ 124؛ ملك (67)/ 23؛ اسراء (17)/ 36؛ آل عمران (3)/ 195؛ نمل (27)/ 58.
[6] . ويل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زرياب خويي، ص 154.
[7] . تبيان، جايگاه زنان در انديشه امام خميني، ص 72ـ71.
[8] . تبيان، جايگاه زنان در انديشه امام خميني، ص 72ـ71.
[9] . همان، ص 75.
[10] . ممتحنه (60)/ 12.
[11] . همان/ 10.
[12] . سيد بن طاوس، زندگاني ابا عبدالله الحسين، ترجمه سيد محمد صحفي، ص 109ـ106، 124ـ129.
[13] . اعيان الشيعه، ج 7، ص 324.
[14] . عبدالله جوادي آملي، فلسفه حقوق بشر، قم، اسراء، ص 394ـ329
شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.

129786  
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

8:49:57 يکشنبه 19 مهر 1388

fatemeh

کاربر ثابت

وضعیت: آفلاین

تعداد پست: 391

 
بحثتون بحث جالبیه ولی اگه یه کم متن جواب هاتون کوتاه تر بشه عاالیه.
شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.

129785  
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

8:45:40 يکشنبه 19 مهر 1388

علــــــــ

کاربر حرفه ای

وضعیت: آفلاین

تعداد پست: 847

 
متن سوال: با توجه به مطالب به ظاهر علمي كه امروزه دربارة موسيقي گفته مي‌شود كه مثلاً يادگيري نت‌هاي موسيقي در يادگيري رياضيات نقش مهمي دارند، و يا اينكه ترتيب قرار گرفتن ژنها هماهنگ با نت‌هاي موسيقي مي‌باشد، آيا مي‌شود نتيجه گرفت موسيقي پديده‌اي فطري و مطابق فطرت است‌؟


متن پاسخ: در مورد تأثير موسيقي در يادگيري رياضيات شايد اين احتمال باشد كه‌; فراگيري نت‌هاي موسيقي بستگي به تمركز فكر و حواس دارد كه همين امر از لوازم اوليه در يادگيري رياضي مي‌باشد. در اين صورت مي‌توان گفت‌: از آنجايي كه تنها راه ايجاد تمركز فكر، فراگيري موسيقي نيست‌، بنابراين مي‌توان از راههاي مناسب ديگري براي تمركز بهره جست‌. وجود رياضي‌دانان بزرگ‌، مؤيد اين است كه فراگيري رموز، و تمرين و ممارست در حل مسايل رياضي شرط موفقيت در رياضيات است‌. اما در ارتباط با هماهنگي نت‌هاي موسيقي با ترتيب قرار گرفتن ژنها بايد توجه داشت كه اولاً بيشتر مخترعين در اختراعات خود از نظامات طبيعت الهام گرفته‌اند به طوري كه مي‌توان گفت‌: شگفتيهاي آفرينش بزرگترين معلم انسان‌ها بوده است به عبارتي از روي سرمشق‌هايي كه طبيعت به انسان مي‌دهد و پي بردن به راز آنها نتايج فني و تكنيكي جديدي نصيب انسان شده است مثلاً ساخت هواپيما با الهام از چگونگي پرواز پرندگان مي‌باشد و يا در ساخت كامپيوتر، از ساختمان مغز انسان كمك گرفته شده است‌. با توجه به اين مطلب‌، شايد ترتيب قرار گرفتن نت‌هاي موسيقي از همين موارد باشد يعني بشر با الهام از بعضي پديده‌هاي نظام آفرينش به نت‌هاي موسيقي نظم داده است‌. از طرف ديگر خداوند حكيم با فرستادن دين اسلام‌، به عنوان كامل‌ترين دين و راهنماي بشريت و با توجه به نيازهاي واقعي انسان در راه رسيدن به سعادت حقيقي‌، دستورالعمل‌هاي لازم را تحت عنوان احكام دين‌، توسط پيامبر(ص) به مردم ابلاغ كرده است‌، كه ابعاد مختلف زندگي فردي‌، اجتماعي‌، عبادي‌، سياسي‌، و اقتصادي انسان را و به عبارت ديگر ابعاد دنيوي و اخروي زندگي او را در برمي‌گيرد. و هيچ مسأله‌اي را كه تأثير در سعادت بشر داشته باشد، بدون حكم باقي نگذاشته است‌. موسيقي نيز از اين مسأله مستثني نمي‌باشد. يعني خداوند موسيقي‌هايي را كه مانع سعادت بشر است را حرام و بقيه را مباح و جايز شمرده است‌. ولي در كنار اين احكام‌، بهره‌گيري از موسيقي‌هاي طبيعي كه سبب شادابي روح انسان مي‌شود را نيز مورد توجه قرار داده است مانند شنيدن صداي پرندگان و صداي آب روان و ...
اما از زاوية ديگري نيز مي‌توان به اين سؤال پاسخ داد كه به اين شرح است‌: نت‌هاي موسيقي براي موسيقي‌، مانند الفبا براي نوشتن مي‌باشند. و يا مانند مفاهيم تك‌تك كلمات براي سخن‌گفتن‌. اگر تركيبي مناسب از مفاهيم تنظيم شود كه معناي خوبي را به ذهن شنونده منتقل سازد كار مثبتي انجام شده است و چنانچه تركيبي نامناسب از مفاهيم تنظيم گردد كه معناي زشت و غير مؤدبانه‌اي را به ذهن شنونده آورد كار بدي انجام گرفته است‌. آنچه در شرع مقدس اسلام به عنوان موسيقي مطرب لهوي آمده است همان تركيبات نامناسبي از نت‌هاي موسيقي است كه معمار آفرينش آن را نپسنديده‌، و مانع سعادت انسان دانسته است و لذا آن را حرام كرده است به عنوان مثال اگر كلمه «الله اكبر» كه در نماز گفته مي‌شود با لحني كه مخصوص مجالس لهو و لعب است ادا شود، جايز نمي‌باشد. و فقها نيز حتي قرآن خواندن با لحن غنا را جايز نمي‌دانند. بنابراين با فرض صحت ادعاي وجود انتظام و هماهنگي ميان نت‌هاي موسيقي و ژنهاي بدن انسان‌، آن را مي‌توان اين‌گونه تفسير كرد كه اصل انتظام در امور به گونه‌اي خوش‌آيند قرار داده شده كه طبع آن را مي‌پسندد و نمي‌توان از آن اين نتيجه را گفت كه موسيقي به هر شكل آن‌، نياز فطري بشر است‌. به عنوان مثال خداي تعالي‌، دندان براي انسان آفريد و راه تغذيه را از دهان و با استفاده از دندان قرار داد، آيا مي‌توان نتيجه گرفت كه خوردن هر چيزي كه بتوان آن را جويد و بلعيد حلال است ؟!
شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.

129783  
عنوان بحث: ***یک سؤال ... یک پاسخ***

8:37:53 يکشنبه 19 مهر 1388

علــــــــ

کاربر حرفه ای

وضعیت: آفلاین

تعداد پست: 847

 
متن سوال: دانشجوي‌ يكي‌ از رشته‌هاي‌ مهندسي‌ هستم‌. تحصيل‌ در اين‌ رشته‌ مانند تحصيل‌ در رشته‌ ديني‌ اجر و ثواب‌ دارد؟


متن پاسخ: علم‌ و دانش‌ يك‌ ثمرة‌ دنيوي‌ دارد و آن‌ عبارت‌ است‌ از: آثار و نتايجي‌ كه‌ بر هر علمي‌ متناسب‌ با رشته‌ خاص‌ خود مترتب‌ مي‌شود، مانند حل‌ مسايل‌ فلسفي‌ براي‌ علم‌ فلسفه‌، معالجه‌ بيماران‌ در دانش‌ بپزشكي‌، طرح‌ نقشه‌هاي‌ خوب‌ در رشته‌ معماري‌.
و يك‌ ثمرة‌ اُخروي‌ دارد كه‌ عبادت‌ است‌ از نعمت‌هاي‌ جاويدان‌ بهشت‌ و رضوان‌ الهي‌.
داشتن‌ اين‌ ثمره‌ براي‌ هر دانش‌، موقوف‌ به‌ اين‌ است‌ كه‌ طالب‌ علم‌ نيّتش‌ رضاي‌ خدا باشد.
هر علمي‌ كه‌ به‌ حال‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ نافع‌ باشد و دردي‌ را دوا كند، تحصيل‌ اين‌ علم‌ اگر براي‌ خدمت‌ و همراه‌ با اخلاص‌باشد، داراي‌ ثمرة‌ بزرگ‌ اُخروي‌ است‌، و مشمول‌ اجر و ثواب‌هايي‌ است‌ كه‌ در تحصيل‌ علم‌ وارد شده‌ است‌.2[3] رسول‌خدا (ص‌) فرمود: " ان‌ الملائكة‌ لتضع‌ أجنحتها لطالب‌ العلم‌ ؛ فرشتگان‌ زيرپاي‌ طالبان‌ دانش‌ پر و بال‌ خود را مي‌نهند.[4] باز حضرت‌ حضرت‌ فرمود: " طلب‌ العلم‌ فريضة‌ علي‌ كل‌ مسلم‌، ألا انّ الله‌ يحب‌ بغاة‌ العلم‌ ؛ طلب‌ علم‌ بر هر مسلماني‌ واجب‌ است‌. همانا خدا دانش‌ جويان‌ را دوست‌ دارد."[5] بنابراين‌ چنانچه‌ شما در تحصيل‌ علم‌ داراي‌ اخلاص‌ هستيد و قصدتان‌ خدمت‌ به‌ اسلام‌ و مسلمين‌ براي‌ رضاي‌ خداست‌، توفيق‌ بزرگي‌ نصيب‌تان‌ شده‌ و مشمول‌ اجر و ثواب‌هاي‌ مي‌باشيد كه‌ براي‌ طالبان‌ علم‌ مقرر شده‌ است‌.
[1]اصول‌ كافي‌، ج‌ 1، ص‌ 32، حديث‌ 1، از باب‌ صفة‌ العلم‌ و فضله‌.
[2]سوره‌ جمعه‌، آيه‌ 5.
[3]مرتضي‌ مطهري‌، ده‌ گفتار، ص‌ 146؛ بيست‌ گفتار، ص‌ 219.
[4]بحارالأنوار، ج‌ 1، ص‌ 164.
[5]اصول‌ كافي‌، ج‌ 1، ص‌ 35، حديث‌ 1، از كتاب‌ فضل‌ العلم‌
شما مجاز به شرکت در بحث نمی باشید. لطفا اول وارد شوید یا ثبت نام کنید.


درباره ما | تماس با ما | گزارش تخلف | قوانین سایت | تبلیغات | مدیران